ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
31 |
فآحشهـــ کیستــــ ؟
آنـــ دختر تنهایی ستـــ کِهـــ نیاز بِهـــ هَمدمــی دآرد تا او رآ در آغوشـــ بِگیــــرد
یا آنـــ مردیـــ ستـــ کِهـــ با داشتَنـِــ هَمسَریـــ دِلسوز ، هَر بار دَر حالـِـ خوردَنِـــ لَبـــ هایـِــ یکی ست
من در روزگاریـــ زندگی میکنمـــ کهــ با نگاهــ کردنــ دختریـــ بهــ جنســـ مخالفــ نامــ او را فاحشهــ میگذارند
اما مردیـــ کهــ در هر ساعت یکــ دختر را به زنـــ تبدیل میکند نشانهــ یــ مرد بودنــ اوستـــ
او زندگیـــ دختریـــ را تباه میکند اما مرد بودنـــش را نشانـــ میدهد
اما دختریـــ کهــ تنها همدمــ خود را در آغوشـــ میگیرد فاحشهـــ استـــ
نامــ اینـــ را میگذاریـــــــــد زندگیــــــــــــــ ...؟
آری زندگیـــــــ ایــــــ به نام :
"جـــ َـــــهــَـــ ــــــنــــــــَــ ـــــــــــم" . . .
سلام.
وب زیبایی داری اگه به منم سر بزنی خوشحال میشم.بای
خــــــــــــــــدایا
با اومــدن ماه رمضان یه سوال برام پیش اومـده
خوردن اینهـــــــــــمه بغــــــــــــــــــض
روزه رو بـــــــــــاطل نمــی کنـــــــــــــــــــه...!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
ممنون که به وبم سر زدی
פֿُـבآیـــ ــآ !
█
ж פֿَـستــــــِہ اَمـ اَز פֿَـستـِگــــ ـے هــآ..
█
ж בلـَمـ گِرفتــــــِہ اَز בلـَمـ..
█
ж صـَبــــ ــر نـَفـَسـَمـ رآ بـُریــבه..
█
ж اَمــ ــآטּ بـבه..
█
ж בَرב هـآیــَ ـمـ هـَـمـ בَرב مــــ ـے ڪـُنـَنـב ...
شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، دلم در حسرت دیدار
او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت تنهایی غریب است ببین با
غربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا
کرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد
یه نفر یه جایی تنها روز و شب از تو میگه از تو میخونه
واسه تو می نویسه اما تو نیستی تو نمیشنوی
و نمیدونه چی میشه و همش ای کاش و ای کاش …خسته شده خدایا ….
فقط تو میتونی به دادش برسی
بیا و بمون کنارم واسه همیشه… نگو نمیشه …
عازم یک سفـــرم
سفری دور به جایی نزدیــــک
سفری از خود من به خـــودم
مدتی است نگاهم به تماشای خداســت
و امیـدم به خداوندی اوســـت
ایــن روزهـــآ
بیشــتر از هــر زمــآنی
دوسـتــ دارمــ خــودمــ باشــمــ !!
دیگــر نـه حــرص بدســت آوردنــ را دارمــ
و نه هـــراس از دســت دادنــ را ..
هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــآطــر خــودمــ بخواهــد
دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت .
همین...
فراموشی
حـقـیـقـت دارد !
کافـی سـت چــمـدان هــایــت را ببــندی
تــا هـمه حــاضـر شــونــد ،
بـــرای ِ از یـــاد بــُـردنــت
رقاص ڪـﮧ باشے ، دیگر آهنگ خاصے مــعنے ندارد
بـا هـر آهنگے بـاید برقـصے !!!
و ایـن روزهـا . . .
چه بـد آهنگــ هایـے مےزنـد روزگــــار ،
و مـن . . .
هر روز برایش مےرقــصم . . .!!!✿
خدایـــــــــــــا ...!
اگه یه روز فراموش کردم خدای ِ بزرگـــــــــــــی دارم ...
تو فرامـــــــــــــوش نکن که بنده کوچیکـــــــــــــی داری ...
خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی ، خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، پراز دردم گمان کردی که می مانم ، خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !
دنـیـای بـی تـــو
مـثـل صـبــح ِ بَـہـــاری ِ بـی گـنـجـشـکـــــ
نـه ایـنـکـه زیـبــا نـبـاشـد
جـذاب نـیـسـتـــــــ
هر روز…
این عشـــــق یکطرفه را طــــی میکنم…
یکبار هم تـــــــو گامی بدین سو بردار…
نترس…!
جریــــمه اش با مـــــــــن!
نفــــــــس ،
شاید دلیلی باشد
برای زنــــــــــدگی ،
اما بی شک
” تـــــــــــــــو “
بهانه ی آنــــــــــی
می آیی عاشق می کنی
محو می شوی
تا فراموشت می کنم
دوباره می آیی
تازه می کنی خاطرات را
محو می شوی
به راستی که سراب از تو با ثبات تر است
به سرنوشت بگویید اسباب بازی هایش بیجان نیستند آدمند میشکنند!
غم انگیز است اگر تو را نخواهد؛
مسخره است اگر نفهمی؛
احمقانه است اگر اصرار کنی ....
و باران سخت میبارید در یک شب پاییزی، این آغاز دیگری است و این منم، گم شده در مه، ستاره ای سرگردان در کهکشانی بی انتها فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و تاریک، من گم شده ام، من در این دنیای متروک تنهایی خود که در تاریکترین شبها و ابری ترین روزها را دارد و باد زیر آوار غروب کوچه هایش را دلتنگ مینوازد، گم شده ام، آری، من گم شده ام
نردبام دلم شکسته میشود، برای من کمی دعا کنی؟
یا اگر خدا اجازه میدهد، کمی به جای من خدا خدا کنی؟
راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است
میشود برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا "خدا" کنی؟
ــآدَتــ بـآشــَد!
هَمـِـہ ے قـَرآردآدهـآ رآ کـِہ روے ِ کـآغَـذهـآے ِ بے جـآن نـِمےنـِویسَـند!
بَـعضے از عَهــدهـآ رآ روے ِ قـَلبــ ـهـآے ِ هـَمـ مےنـِویـسیمـ ...
حـَوآستــ بـِہ ایـن عـَهــد هـآے ِ غـِیـر ِ کـآغـَذے بـآشـَد ...
شِکـَستـَنـِشـآن یـِکــ آدَمـ رآ مےشِکـَنـد ...
حـَوآسَـتــ باشَـد
یـِکــ آدَمـ رآ ...
آدمهای ساده را دوست دارم، همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند، همان ها که برای همه لبخند دارند، همان ها که همیشه هستند برای همه هستند، آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است! بسکه هر کسی از راه میرسد یا ازشان سوءاستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد، آدمهای ساده را دوست دارم، آنان که بوی ناب " آدمی " میدهند
اره دیگه این دفعه نابود شده
سلام عزیزم
شرمنده من زیاد نمیام نت حوصله ی وبمو ندارم
بآزم ببخشید وممنون از اینکه هنوز به یآدمی
آهای روزگـــــار …. به چی میخنــدی ؟؟؟؟
حــرمت نگه دار ٫ مگر نمیبینی سیاه پــوش آرزوهـــایم هستم ؟؟؟
نبودنت از من فقیری ساخته که حتی برای بودنم هوا قرض میگیرم
دیدی آخر به من زل زدی
دیدی آخر منو لمس کردی
دیدی آخرش همینی شدی که من گفتم
فقط ای کاش…
این سنگ قبر بزنم کنار و بهت بگم…
خیلی حرف هســـت . . .
که تو هرروز در گلویت بغض کشنده ای احساس کنی . . .
برای کسی که بدانی . . .
حتی یک بار در عمرش به خاطر تـو بغض هم نکرده است !
حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله
اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت، بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو آب؛
اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی…
آپپپپپپپمممممممممممممم[گل][گل][گل]
adreset koooooooooo???
چادر مشکی تو
برایت امنیت می آورد
خیالت راحت،
گرگ ها همیشه به دنبال شنل قرمزی هستند...!!!
امشب از اون شباس که دلم گرفته..! منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش! اشکهات را با دستهای خودت پاک کن.... که همه نامرد و رهگذرند...!!!
این آدم ها٬
این آدم ها٬
این آدم ها....
بهشان لطف می کنی و گره از کارشان باز می کنی٬
در نهایت می گویند :
بنده خدا خیلی ساده است٬ راحت سواری می ده...
میدونم


من کلا با این کلمه مشکل دارم
man ke moshkel nadaram !!!!!!!!!
دلـتنگــی، پیچیــده نیســــت.
یــک دل..
یک آسمان..
یــک بغــض ..
و آرزوهــای تـَـرک خـورده
محکــومم بــ ــه نفــس کشیــدن !
وقتــے هــیــچ طـنــآبـــے
انــدازه گــلــویــے کــ ـــه
پـــُــر از بــغـــض اســت نــمــے شــــود
خدایا… میخواهم اعتراف کنم
دیگرنمیتوانم ، خسته ام
من امانت دارخوبی نیستم
“مراازمن بگیر”
مال خودت
من نمیتوانم نگهش دارم….
هی تو!
گیرم که تمام شب را گریه کرده باشی ،
گیرم که جای خالی یک آغوش ،
تا خود ِ صبح دستش را دور گلویت فشرده باشد .
اشک هایت را با دست های خودت ،
با همین دستمال چرک تنهایی پاک کن ،
که همه ی رهگذران این خیابان شلوغ مثل تو تنهایند
ــخـنـد کـودکـــِــ هـمـسـایــ ه ...
مــن انــدوه هـای ِ زیــادی را دیـدم
کــ ه سـرِ پــیــچ ِ هـمـیـن خـیـابـان
چـشـم انـتـظـارِ بــزرگــســالــی ِ تـــو هـسـتـنـد . .
از خـسـتـگـی تـمـام تـنـم درد گـرفـتـه اسـت
دسـت هـایـم پـیـنـه بـسـتـه انـد
پـاهـایـم بـی رمـق
خــوابــم مــی اید
مـی خـواهـم بخوابم
رهـگـذری مـی پـرسـد : چـه کـرده ای ؟
نـمـی دانـد مـگـر ؟!!!!
زنـ - ــد گـ - ــی!!!!!!!
همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت تنهـــــــــــا آمده ام ٬ تنهـــــــا می روم یک وقت هایی شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای کم می آوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد…
در زندگی بعدی من میخواهم در جهت معکوس زندگی کنم...!
با مردن شروع میکنی و میبینی که
همه چیز خیلی عجیب است...
و هر روز که میگذرد حالت بهتر میشود!
خیلـی حــرف اسـت ...
کـــه تــــو هـــر روز در گلـ ــویت
خــــاری کشنـــده احســـــاس کنــی
بـــــــرای کســـی کــه
" بـــدانــــی "
حتــــی یک بــار در عمـــرش
ــه خــاطـــــــر تـــو " بغـــض " هـــم نکــــرده اسـت...
ایـن شـــب هـا دیـگـر بــه
خـوابــــم نـمـی آیـی بـه
تـو حـق مـیـدهـــــم
هـــمـخـوابــی بـا
دیـگـران وقـتـت را گــــرفـت
سـرت گــرم شـد
ســرم گــرم شــد
تـــو به او
مــــن بـه تـَــب.
salam
khobi
webet kheyli jalebe
be manam sar bezan
khoshhal misham
age ba tabadole link movafeghi behem begoo
mer30
این روزها من
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام تا
آرامش اهالی دنیا
خط خطی نشود...
اینجا زمین است
اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است
اینجا گم که میشوی
بجای اینکه دنبالت بگردنن
فراموشت میکندند....
میخــــــواهم عوض شوم!
چرا بایـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟
میخـــــــواهم تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــی!
میخـــواهم آن سیــــبِ قرمزِ بالـــای درخــــــت باشـــــَم
در دورتـــــرین نـــقطه... ... دقت کن!!!
رسیدن بـــــه مَــــن آسان نیـــــست
اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداری
آسیــــبی به درخت نــــزن
بـــــه همان سیــــب های کِرم خورده ی روی زمــــــین قانـــــــــــــع بــاش!
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
برای ِ نوشتن ِ غم ...
دو حرف خیلی کم است انگار ... ،
" غ َ م " را ...
باید با تمام ِ حرف های ِ دنیا نوشت ...
گویــــــــــــا ...
غمگـیـــن تــریـن جــاے ِ خــاطــره ،
اونجــاییـﮧ کــﮧ کــم کــم احســاس میکنــے
چهـــرهَ ـش هــــم داره از یــــــادت میـــرِه ...
بازی قشنگی بود ...
اما ما قشنگ بازی نکردیم ....
قبول کن که هردو باختیم ....
من که "همه" را به تو فروختم ...
و تو که مرا به "هیـــــــــــــــــــچ "فروختی...
--------------------------------------------------------
سلام
چشم خبرتون میکنم اولین نظرو شما بدین